<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>مِدورا | جهان جادو</title>
	<link>https://medura.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://medura.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>به سوی دروازه جادو</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Thu, 10 Sep 2026 14:28:01 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>رساله باستانی ؛ ساخت گریمور</title>
		<link>https://medura.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://medura.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Thu, 10 Sep 2026 14:26:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[گریمور ( 𐑡𐑓𐑧𐑣𐑥𐑓 ) در افسانه‌های کهن، فرهنگ‌های جادویی و سرزمین‌هایی که هنوز زمزمه‌ی جادو در آن‌ها جاری است، چیزی فراتر از یک کتاب است؛ گنجینه‌ای از دانش پنهان و رازهای ناگفته. گریمور، کتاب جادویی و دفتر دانش اسرارآمیز یک جادوگر است؛ کتابی که در گذر زمان، نشانه‌ها، طلسم‌ها، آیین‌های باستانی، موجودات...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/i884338_InShot___compressed.jpg" alt="" /></p><p><span style="font-size:12px;"><strong>گریمور ( 𐑡𐑓𐑧𐑣𐑥𐑓 ) در افسانه‌های کهن، فرهنگ‌های جادویی و سرزمین‌هایی که هنوز زمزمه‌ی جادو در آن‌ها جاری است، چیزی فراتر از یک کتاب است؛ گنجینه‌ای از دانش پنهان و رازهای ناگفته. گریمور، کتاب جادویی و دفتر دانش اسرارآمیز یک جادوگر است؛ کتابی که در گذر زمان، نشانه‌ها، طلسم‌ها، آیین‌های باستانی، موجودات افسانه‌ای، گیاهان جادویی، ستارگان آسمان، هنر کیمیاگری و دانسته‌هایی که از چشم انسان‌های عادی پنهان مانده‌اند، در آن ثبت شده است. هر گریمور، همچون روح مکتوب صاحب خویش است؛ زیرا هر جادوگر، کتابی مخصوص به خود دارد که در آن قدرت‌ها، تجربه‌ها، خاطرات و رازهایی را که در مسیر جادو آموخته، به یادگار می‌گذارد.</strong></span></p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:3464/417;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/d51438_Picsart_26-09-10_14-13-36-533.png" width="3464" height="417"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://medura.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>𖤐Ⱥrwən</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://cdn.imgurl.ir/uploads/i884338_InShot___compressed.jpg" type="image/jpeg" />
		<enclosure url="https://cdn.imgurl.ir/uploads/i884338_InShot___compressed.jpg" length="0" type="image/jpeg" />
		<category>گریمور</category>
		<category>جادو</category>
		<category>مدورا</category>
	</item>
	<item>
		<title>MEDURA</title>
		<link>https://medura.blogix.ir/post/1</link>
		<guid isPermaLink="true">https://medura.blogix.ir/post/1</guid>
		<pubDate>Tue, 08 Sep 2026 21:42:11 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[𐑂𐑎 𐑤𐐀𐑣 𐑤𐑥𐑓 𐑂𐑎 𐑤𐐀𐑣 𐑊𐐀𐑑𐑥𐑧 𐑣𐑟𐑑𐑇
در دورترین مرزهای جهان، جایی میان مه‌های نقره‌ای و آسمان‌های پرستاره، سرزمینی پنهان وجود داشت؛ سرزمینی که نامش را تنها در زمزمه‌های باستانی می‌شد شنید...
...مدورا ...
سرزمینی که در آن رودخانه‌ها خاطرات هزار ساله را در خود جاری می‌کردند، جنگل‌ها رازهای جادوگران نخستین را...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:۱۰px;"><strong>𐑂𐑎 𐑤𐐀𐑣 𐑤𐑥𐑓 𐑂𐑎 𐑤𐐀𐑣 𐑊𐐀𐑑𐑥𐑧 𐑣𐑟𐑑𐑇</strong></span><br><span style="font-size:۱۰px;">در دورترین مرزهای جهان، جایی میان مه‌های نقره‌ای و آسمان‌های پرستاره، سرزمینی پنهان وجود داشت؛ سرزمینی که نامش را تنها در زمزمه‌های باستانی می‌شد شنید...</span><br><span style="font-size:۱۰px;"><strong>...مدورا ...</strong></span><br><span style="font-size:۱۰px;">سرزمینی که در آن رودخانه‌ها خاطرات هزار ساله را در خود جاری می‌کردند، جنگل‌ها رازهای جادوگران نخستین را حفظ می‌کردند و هر ستاره، نشانی از یک طلسم فراموش‌شده بود.</span><br><span style="font-size:۱۰px;">افسانه‌ها می‌گویند در آغاز زمان، هنگامی که تاریکی قصد داشت تمام نور جهان را ببلعد، هفت جادوگر بزرگ از هفت گوشه‌ی مدورا برخاستند. آنان با قدرت دانش، خرد و جادوی کهن، مهر نور را بر قلب سرزمین حک کردند تا تعادل میان سایه و روشنایی همیشه باقی بماند.</span><br><span style="font-size:۱۰px;">اما سال‌ها گذشت...</span><br><span style="font-size:۱۰px;">نام جادوگران در صفحات غبارگرفته‌ی گریمورها پنهان شد و بسیاری باور کردند که جادو برای همیشه خاموش شده است.</span><br><span style="font-size:۱۰px;">تا شبی که ماه به رنگ بنفش درآمد و ستارگان شکلی تازه در آسمان ساختند.</span><br><span style="font-size:۱۰px;">در آن شب، دروازه‌ی قدیمی مدورا دوباره گشوده شد...</span><br><span style="font-size:۱۰px;">و صدایی از میان کتاب‌های باستانی شنیده شد:</span><br><span style="font-size:۱۰px;">«<strong>آن‌گاه که نور دوباره زاده شود، کسی خواهد آمد که رازهای فراموش‌شده را بیدار کند و راه جادو را به جهان بازگرداند.</strong>»</span><br><span style="font-size:۱۰px;">این وبلاگ، نخستین صفحه از همان گریمور است.</span><br><span style="font-size:۱۰px;">اینجا جایی است برای کشف افسانه‌ها، نمادهای جادویی، داستان‌های جادوگران، سرزمین‌های ناشناخته و رازهایی که قرن‌ها در سکوت منتظر خوانده شدن بوده‌اند.</span><br><span style="font-size:۱۰px;"><strong>... به مدورا خوش آمدید ...</strong></span></p><figure class="image"><img style="aspect-ratio:3464/1925;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/v234120_Picsart_26-09-10_12-20-56-295.png" width="3464" height="1925"></figure>]]></content:encoded>
		<comments>https://medura.blogix.ir/post/1/comment</comments>
		<dc:creator>𖤐Ⱥrwən</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
</channel>
</rss>